خرید بک لینک

آروم در اتاقم را باز کردم, دست دختر را در دستش گرفته بود و میگفت: من که نمیدونستم اینجایی, قول میدم فردا برات گُل قرمز رنگ بخرم, حالا از این شیرینی ها بخور, نخوری غصه میخورم...

حالا تک تک کلمات پسر به کنار, عشوه و ناز کردن دختره هنوز جلو چشامه...

.

.

دو فرد مذکور عبارت اند از: "محمدامین" برادرزاده سه ساله بنده و "مُحنا" نوه پنج ساله عموی اینجانب :)


برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: شنبه 5 فروردين 1396 ساعت: 20:28

صفحه بندی