خرید بک لینک

مادر بزرگی ندیدم ، پدربزرگ هم ندیدم. گویا قرار بوده ، قصه های مادربزرگ و حمایت های پدربزرگ فقط در رویاهایم جولان دهند ...

تفعل به حافظ امشب برای من ، با طی مسافتی اندازه دلتنگی ، با صدا و گرمای وجود پدرم نوازش دهنده دلم می شود ......

شاید تقویم روزهایم ، روز خاصی جز تولدم را با خود همراه ندارد ، ولی مطمئنا روزهای مهم زیادی دارد . یکی از مهم ترین ها "یلدا" ست ، نه بخاطر ثانیه های طولانی اش ، نه بخاطر جمع شدنها که ساده ترین بهانه هم کنار هم جمع مان می کند ، دلیل نمی آورم هرچه هست برایم مهم است ...

"سفره یلدا خوابگاه" من .

برچسب: یلدای تنهایی کامران مولایی,یلدای تنهایی شعر,یلدای تنهایی, نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 3:33

صفحه بندی