خرید بک لینک

امروز رفته بودم بیمارستان برای کارآموزی ....

طبق معمول آقای سرپرست کارآموز سوال پیچم کردن و توضیح دانسته های قبلی ازم خواستن ، با دیدن تسلطم مشعوف شدند .. ایشون از جمله کسایی ان که ناخودآگاه با دیدنشون خندم میگیره و همچنین ناخودآگاه زیاد خوشم نمیاد ازشون، بااینکه برخورد بدی ندیدم .

چهار عدد "ساکشن" (از ابزارهای پزشکی که برای جلوگیری از تجمع خون ، خلط و دیگر مایعات کاربرد دارد.) خراب تحویلم دادن و خواستن از ترکیب اینها یک ساکشن سالم تحویل بدم . دستکش دستم کردم ، در گام اول همشون رو بررسی کردم ، متوجه شدم دوتاشون رو با تعمیم دادن ابزار های دوتا دیگه میشه درست کرد. دست به آچار شدم :)

اونی که موتورش کلا خراب بود و برق رسانیش مشکل داشت ، با اونی که نشتی داشت و هم فیلتر و هم مسیر فیلترش مشکل داشت بیخیال شدم و دوتای دیگر را با استفاده از برخی موارد ساکشن های خراب و روغن کاری و تعمیر گیج درست کردم. ... خسته نباشی دلاور :))

پیچ هاشون سفت بودن ،آخرا کمرم درد گرفت آقای مهندس را برای کمک صدا زدم و میگم: تو اسلام خواهر یک دوم برادر سهم میبره ، من دوبرابر نخواستم این دوتا پیچ خیلی سفت ان برام بازش کنید. میخنده و میگه: قدیما اونطوری بود . -------》 تو کل کار دوتا پبچ برام باز کردن و یک بسته پنبه آوردن و دستکش دادن دستم کنم :))

روشون کلیک کنید تصویر رو درست نشون میده ...

و الان این چای میچسبه ...

برچسب: گزارش بیمارستانی,گزارش کارآموزی بیمارستان,گزارش عملکرد بیمارستان, نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: يکشنبه 12 دی 1395 ساعت: 3:32

صفحه بندی