دلم گرفته ای دوست، وجدانا هوای گریه ندارم
گر از قفس گریزم، کجا روم، کجا من؟؟
کجا روم؟ که راهی به گلشنی ندارم
که دیده بر گشودم به کنج تنگنا من
نه بسته ام به کس دل، نه بسته دل به من کس
چو تخته پاره بر موج، رها... رها... رها... من
ز من هر آن که او دور، چو دل به سینه نزدیک
به من هر آن که نزدیک، از او جدا جدا من
نه چشم دل به سویی، نه باده در سبویی
که تر کنم گلویی، به یاد آشنا من
+ امیدوارم خیلی زود با عصر دومین جمعه ۹۷ کنار بیام.
الان که این سالها رو مرور میکنم میبینم "چقدر کنار اومدن پیشه کردم" خیلی خنده داره. :)))
میخندد و دنیا به کتفش هم نیست والا چه کنیم خب :|:))))))
اصلا هااار هااار خنده :))))))))))))
برچسب:
نویسنده: زهرا شریفی