خرید بک لینک

من: بابا روز دختررررره.

بابا:بدو بغلم(بوسم میکنه و میگه: روزت مبارک)

مامان: بعد از چند سال دلم برا بابام تنگ شد.

بابا: (منو از خودش جدا کرد، مامان رو بغل کرد و بوسید و گفت: روزت مبارک بانو)

من: :||||| عه بابا بچه نشسته هاااا

بابا:(دستاش رو به حالت نیایش و راز و نیاز با خدا برد بالا) و گفت: خدایا انصافه بعد چهل سال زندگی مشترک برا بوسیدن خانوممون از یه الف بچه اجازه بگیریم؟؟

من: مامااان من بددلمااا :||

مامان: اگه دهه شصتی بودی باز میگفتیم یه حرفی

من: ماااامان :|||

بابا: اگه فضا سنگینه برو اتاق

من: باباااا :|||

مامان: خب؟؟

برچسب: نویسنده: زهرا شریفی تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 20:53

صفحه بندی